بوی گُه همه ی این سرا را برداشته است . گرفتن کاتب و شاعرک برایمان بسی دردناک بود . اما گرفتن ژوکر دربار جگر تهتانیمان را هم به آتیش کشید ! رفتیم برای خواباندن سوزش تخممان دنبلانی به سیخ بکشیم که دیدیم از بخت بد ، قصابمان را هم ربوده اند . واقعیت این است که امیر مومنان تعرض خود را به نهایت رسانده است ! ما عقب نشستیم و این پدر سوخته کم مانده آفتابه کش دربار را هم دستگیر کند ! حالا که نمی توانیم دنبلان به سیخ بکشیم ، تخم این بیکار الدوله ها را به سیخ می کشیم ! اگر قرار است قوانین جنگ از سوی این سربازان گم مخ امیر مومنان زیر پا گذاشته شود ! ما هم فردا راه می افتیم به رسم " خواجه عبدالله سوراخف رجوی " هر چه سندباد و کلم پیچ دیدیم ، می ترکانیم ! این نمی شود که ما در برابر این بربرها خودمان را ملزم بداریم حقوق حیوانات را رعایت کنیم ! بگذارید تا زمانی که " حمید بن تقوا پیشه " از حقوق گوسفندان حمایت می کند ما به وضعیت آشفته دربار برسیم !
+ نوشته شده توسط خلیفه دربندی در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت
22:14 |

